محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
مقدمه 17
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى )
مطلب چهارم - نوشته ارشادنامه در اين باب سند هست يا نه ؟ اگر سند هست چه مىگوئيد در نوشتهء حاجى محمد كاظم طاوس با آن اعتبار چرا قبول نكرديد با اينكه مىدانستيد نوشتهء با آن صحت و اعتبار در دست كسى نيست و بدليل همان نوشته جمعى را مردود مىخواند و مىگفت يا نوشته بياوريد فوق نوشتهء من يا تصديق قطبيت من كنيد يا مردوديد . اگر بگوئيد نوشتهء حاجى آقا محمد معتبرتر بود جناب حاجى آقا محمد بنويسد به خط خود كه اين نوشته را من خودم در حيات مرحوم نايب الصدر بدون واسطه از دست خودشان گرفتهاند من قبول دارم زيرا كه ايشان را من دروغگو نمىدانم . و از حاجى آقا محمد پرسيدم در شيراز همين مطلب را گفتند خير من از خودشان هم نگرفتهام بعد از فوت ايشان براى من آوردند درصورتىكه از دست خودشان هم گرفته باشند هر دو نوشته حاضر است پهلوى هم مىاندازيم ببينيم كداميك ترجيح دارد . و ديگر چه مىگويند در نوشتهء حاجى ملا رضاى همدانى كه از نور على شاه مرحوم داشت و مدعى قطبيت بود و حاجى شيروانى را رد مىكرد و مىگفت او بى جا ارشاد مىكند نوشتهء ندارد . كسانى كه سلسله را بحاجى شيروانى منتسب مىدانند بايد نوشتهء در دست داشته باشند كه مجذوبعلى شاه به خلافت حاجى شيروانى نوشته باشد و اگر نه تصحيح امر و اثبات عمل خود را چگونه مىكنند آن نوشته پيش كيست و كجاست ؟ يا ناچار بايد بگويند نوشته در اين باب سند نيست و كمال نفس مناط اعتبار است ، جواب چه مىگويند ؟ اگر كسى جواب با معنى در اين فقرات داد حاجت به اين گفتگوها نيست انا عبد من عبيده - جنگ برخاسته نزاع بر طرف . و اگر جواب ندارند و مىخواهند بلفظ فقط قطب باشند ما كارى به كارشان نداريم خلاف ادبى هم نمىكنيم پاس آشنائى را هم منظور داريم . اما فقرا اگر فايدهء از عمل خود ديدهاند و بمقصودى رسيدهاند جاى حرف نيست زهى به سعادتشان و اگر مىدانند چيزى نفهميدهاند و كورتر از اولند فكرى به حال خود كنند . عمر عوض ندارد نفهميده همراه رد و قبول كسى نباشند . حرفهاست كه هنوز گفته نشده اگر كسى در اين سه چهار مطلب تعقل كرد و به من اخبار داد كه حق با تست در اين فقرات تتمهاش را خواهم گفت و السلام على من اتبع الهدى . حاجى ميرزا حسن ملقب به صفيعلى شاه صحيح است .